خانه / دسته‌بندی نشده / آتشِ صلح و دوستی – حیدر سرایانی*

آتشِ صلح و دوستی – حیدر سرایانی*



زدودن کینه ها، دور ریختن دشمنی ها، ایجاد آشتی و همدلی و انسجام همراه با شادی و نشاط در میان مردم و تجدید و گسترش دوستی ها و روابط صمیمی رهاورد چهارشنبه سوری در ایران بزرگ است.
کودکی هایم را در روستایی سرسبز و زیبا در زابل هیچگاه فراموش نمی کنم، هنوز برق به روستایمان نیامده بود، شبها خیلی زود به رختخواب می رفتیم اما شب چهارشنبه سوری لذت دیگری داشت، بسیاری از جوانان و نوجوانان روستا از عصر روز سه شنبه برای جمع آوری هیزم به صحرا و باغات رفته و با دسته هایی از هیزم بازمی گشتند.
آماده کردن هیزم ها در چند نقطه میدان گاهی و خیابان اصلی روستا که به جاده شنی شهر معروف و رفت و آمد خودروها نیز در آن اندک بود از عصر همان روز توسط جوانان انجام می شد، در این میان جنب و جوش و شادی ما کودکان و نوجوانان بیبشتر از همه بود و برای روشن کردن هیزم ها لحظه شماری می کردیم.
با تاریک شدن هوا رفته رفته بیشتر اهالی روستا و روستاهای اطراف در دو طرف جاده و میدان گاهی روستا جمع می شدند و ساز و دهل نیز برقرار بود.
با روشن شدن هیزم ها شدت شادی و نشاط مردم رفته رفته اوج می گرفت، جوانان از روی آتش می پریدند و شادی می کردند، مردم روستا و روستاهای اطراف مانند اعضای یک خانواده بزرگ با شادی و دلخوشی دور هم جمع شده و حتی برخی روستاییانی که به دلیل مشکلات آب و زمین در طول سال با یکدیگر اختلاف و درگیری داشتند گویا منتظر این لحظه بودند تا این کدورت ها را در آتش بیندازند و صفا و صمیمت را به همدیگر هدیه دهند.
رقص چوب و شمشیر و تقسیم شادیها پایان بخش این مراسم زیبا و با نشاط بود و هر یک از روستاییان با دلی خوش و شبی آرامش بخش به خانه های خود بازمی گشتند تا با همین شادی و نشاط سال نو را آغاز کنند.
یکی از دوستان می گفت: چهارشنبه سوری قدیم مانند دستگاه شارژری بود که مردم را با شادی و صلح و صفا و صمیمت شارژ می کرد تا سال نو را شاد و قبراق آغاز کنند.
از آن روزها چندین سال می گذرد و متاسفانه چهارشنبه سوری و نوع شادی و نشاط مردم رفته رفته تغییر کرد و اکنون که به سن کهنسالی رسیده ام شادی و سرخوشی چهارشنبه سوری به چهارشنبه وحشت و ترس برایم تبدیل شده؛ دو سال پیش که به اتفاق خانواده برای تفریح و شادی چهارشنبه سوری به خیابان آمده بودیم ناگهان با صدای مهیب انفجار زمین خوردم و ترس تمام وجودم را گرفت، آن شب تا نزدیک سحر صدای انفجار ترقه های دست ساز و خطرناک خواب را از من گرفته بود.
روز بعد اخبار تلویزیون از سوختن و نابینا شدن چند جوان و نوجوان بر اثر ترقه بازی چهارشنبه سوری خبر داد. ای کاش در همان روستا مانده بودم و سنت های شاد و با نشاط همچنان ادامه می داشت اما افسوس که شنیدم در روستاها نیز ترقه بازی رسم شده است.
جای تعجب و سئوال این است که چرا خانواده ها با وجودی که هر ساله شاهد شنیدن و دیدن اخباری از صدمات و تلفات ترقه بازیهای چهارشنبه آخر سال هستند باز هم اجازه می دهند پاره های تن شان شادی های زیبای سنتی را بیهوده به غم و اندوه تبدیل کنند.
بیایید امسال چهارشنبه سوری را به چهارشنبه تحکیم صلح و دوستی تبدیل کنیم و تقسیم کننده شادیها با یکدیگر باشیم.
*خبرنگار مرکز زاهدان



انتهای پیام /*










درباره gohari